X
تبلیغات
ارشدان مدیریت آموزشی ارشدان مدیریت آموزشی

ارشدان مدیریت آموزشی
 
مدیریت آموزشی www.TVLO.ir
سئوالات دکتری
پایان نامه سازمان یادگیرنده
مدیریت آموزشی

حمد و ستایش خدای را که توفیق نگارش این مقاله را عنایت فرموده; مقاله‏ای که تحت عنوان تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی علیه السلام و با الهام و تعمق در نهج‏البلاغه و کتب ارزشمند دیگر تدوین یافته است . به بهانه این کلام تفحصی در نهج‏البلاغه نمودم; کتابی که رزمندگان آن را کتاب شجاعت می‏خوانند و اهل دل آن را کتاب اشک و عشق می‏دانند ولی تعبیر زیبای حضرت امام خمینی رحمه الله که نهج‏البلاغه را افتخار مکتب تشیع می‏دانند، از همه رساتر و گویاتر است; چرا که در سیر تطور حکومتها و خلافتها همواره تشتت آرا و عقاید منجر به اعمال روشهایی خلاف سیر انسانیت و وحدانیت الهی گردیده است و در این میان صاحب نهج‏البلاغه مولی الموحدین الگوی تمام عیار مدیریت و خلافت و امامت در لابلای مفاهیم عمیق خود به بیان عناصر، ارکان، وظایف، اهمیت و شیوه‏های مدیریت پرداخته‏اند که ما نیز امید آن داریم در این مجال کوتاه پیمانه‏ای از این اقیانوس بیکران علم و معرفت‏برگیریم .

بخش نخست:

دیباچه‏ای بر علم مدیریت و جایگاه آن همراه با بررسی مکاتب مدیریتی

فصل اول:

علم مدیریت و تعریف آن در مکاتب مدیریتی:

1- مدیریت و معانی آن:

معنای لغوی مدیریت «اداره کردن‏» است و مدیر یعنی اداره کننده، که اسم فاعل از مصدر اداره بر وزن اقامه می‏باشد . (1) پس مدیر یعنی گرداننده و مدیریت‏یعنی گرداندن یک دستگاه، اداره، شهر یا . . . ، در جهت هدف خاص خودش; این تعبیری از مدیریت مطلق است که قریب الافق با وظایف روابط عمومی است; زیرا قبل از آنکه علوم مدیریت تنظیم شود و شکل بگیرد، روابط عمومی مدتها بازوی شخصیتهای تاریخ در اداره امور کشورداری بوده است . (2)

در متون اسلامی کلمه مدیر نیامده ولی به کلمه مدبر اشاره شده است: فالمدبرات امرا (3) برخی از مفسران نیز اشاره به مدیریت ملائکه دارند و ملائکه را مدیران جهان مادی معرفی می‏کنند . (4) البته لازمه مدیریت، تدبیر است زیرا تا کسی تدبیرکننده (مدبر) نباشد، نمی‏تواند مدیر باشد .

2- تعریف علم مدیریت:

در سیر تحول دانش مدیریت طی قرون و سالهای اخیر، کوششی مداوم در جهت‏یافتن عناصر مشترک در تصمیم‏گیری و اداره سازمانها مشاهده می‏گردد که اساس علم مدیریت را تشکیل داده است .

پیشرفت علم و تمدن در زمینه‏های گوناگون زندگی جوامع بشری، همواره پیچیدگیهای روزافزونی را از نظر تشکیلات و اداره در سازمانها به وجود آورده است که باعث تجدید نظر پژوهشگران علوم مدیریت در اصالت تئوری مدیریت‏شده است . (5)

از نظر سنتی مدیریت عبارت است از: «به کار گرفتن کلیه امکانات موجود در موقعیتی خاص به منظور رسیدن به هدف یا هدفهای مشخص .»

تعریف سنتی مدیریت مبتنی بر قبول اصول منطق (6) و اعمال منطقی است . جیمز تامپسون (7) ضمن مطالعات خود در مورد سازمان به این امر اشاره می‏کند که اصل منطق سبب محدود کردن دامنه عملیات مدیریت می‏شود و اعمال سازمان منحصرا باید در آن محدوده صورت گیرد (8).

یکی از مشخصات جدید و پدیده‏های بارز رشته مدیریت که از اهمیت اصل منطق تئوری سنتی می‏کاهد، مساله «عدم وجود ، جیمز تامپسون و پرفسور تی دانکن (11) نشان می‏دهد که پیشرفت‏سریع تکنولوژی و تغییرات محیطی عوامل اصلی در محیط و شرایط کار سازمانهاست . یافتن عوامل مشترک در تصمیم‏گیری و اداره سازمانها نیاز به اتخاذ «روش علمی‏» دارد . با توجه به آنچه گذشت، تئوری مدیریت‏براساس تعریف زیر پایه‏گذاری می‏گردد:

«مدیریت دانشی است‏برای چگونگی اداره و هدایت‏سازمان جهت رسیدن به نتایج مطلوب .» (12)

توجه اساسی علم مدیریت‏به اخذ تصمیمات صحیح، با توجه به روابط موجود میان هدفهای مطلوب و امکانات سازمان می‏باشد . از نظر دانش مدیریت وظیفه اصلی یک مدیر (13) تصمیم‏گیری به روش علمی، با اتکا به باورهای الهی است . ضمن آنکه در علم مدیریت جهت مسائل و مشکلات کیفی، روشهای کیفی وجود دارد، روشها و تکنیکهای کمی نیز به‏چشم می‏خورد . در علم دیریت‏خواه روشهای کمی یا کیفی مورد نظر باشد، برای اتخاذ تصمیمات منطقی و در نتیجه ایجاد طرحهای مناسب عملیاتی به طریقه علمی و تجربی از بررسی عملیات استفاده می‏گردد . بطور خلاصه تعریف علم مدیریت اسلامی را، شاید بتوان بدینگونه قالب‏بندی کرد:

باورهای الهی و معارف دینی برنامه‏ریزی و سازماندهی تصمیم‏گیری مهارتهای مدیریتی همراه با خلاقیت تولید یا اجرای طرح

به تعبیر دیگر مدیریت را می‏توان متاثر از نظام ارزشی حاکم بر آن سازمان دانست; (14) بطور خلاصه مدیریت در یک نظام ارزشی عبارت از: فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه‏ریزی، سازماندهی و بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می‏گیرد . این تعریف پنج محور دارد:

1- مدیریت‏یک فرایند است .

2- مفهوم نهفته مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است .

3- مدیریت مؤثر، تصمیمات مناسب می‏گیرد و به نتایج مطلوب می‏رسد .

4- مدیریت کارا، به تخصیص و مصرف مدبرانه منابع گویند .

5- مدیریت‏بر فعالیتهای هدفدار تمرکز دارد .

اصول مدیریت و نظام ارزشی

«نمودار شماره 1»

(؟)

3- مدیریت چیست ؟

1- 3- مدیریت امانت است:

مسند مدیریت، امانتی الهی است که به مدیر سپرده شده است و او باید از این امانت الهی بشدت مراقبت کند . مولای متقیان علی علیه السلام درباره این امانت الهی می‏فرماید:

. . . و ان عملک لیس لک لطعمة و لکنه فی عنقک امانة و انت مستدعی لمن فوقک . لیس لک ان تقتات فی رعیة و لا تخاطر الا بوثیقة و فی یدیک مال من مال الله عز و جل و انت من خزانه حتی تسلمه الی و لعلی ان لا اکون شر ولاتک لک و السلام; «مدیریت و حکمرانی برای تو طعمه نیست; بلکه امانتی بر گردن تو است و کسی که از تو بالاتر است از تو خواسته تا نگهبان آن باشی . وظیفه نداری که در کار مردم به میل و خواسته شخصی خود عمل کنی، یا بدون ملاک معتبر و فرمان قانونی، به کار بزرگی ست‏بزنی . اموالی که در دست توست از آن خداوند می‏باشد و تو خزانه دار هستی تا آن را به من بسپاری . امیدوارم که برای تو بدترین فرمانرواها نباشم . و السلام .» (15)

مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر المیزان این امانت الهی را چنین تعریف می‏کند: الامانة شی‏ء یودع عند الغیر لیحتفظ علیه ثم یرده الی من اودعه; «امانت چیزی است که برای نگهداری به دیگری سپرده می‏شود تا وی بر آن محافظ باشد و پس از محافظت‏به امانت گذار، باز گرداند . (16) »

2- 3- مدیریت تکلیف است نه حق:

حق و تکلیف دو مقوله‏اند که در یک سو حرکت می‏کنند; حق به معنی استفاده، بهره و سود و تکلیف، به معنی وظیفه است .

در نظام اسلامی، واگذاری، قبول و احراز مناصب اجتماعی و مدیریتی تکلیف است; نه حق یا وسیله سودجویی . (17)

3- 3- مدیریت‏یا ریاست ؟

مدیر باید مدیریت را برای خدمت‏بخواهد; به عبارت دیگر خدمت نباید وسیله‏ای برای حاکمیت‏باشد; بلکه حکومت‏باید وسیله‏ای برای خدمت‏باشد .

مدیر قبل از آنکه ریاستمدار باشد، خدمتگزار است و با تیغ تیز مدیریت در جهت‏خدمتگزاری، اقامه حق و عدل و دفع باطل و ظلم می‏کند .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه سه نفر با هم به سفری رفتید، توافق کنید و یکی را رئیس کنید .

و گفتار حضرت علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر (18) نیز گویای این امر است . ریاست مستلزم مدیریت است . رئیس باید بتواند اداره کند; اداره کردن نیز تدبیر می‏خواهد و رئیس و مدیر باید اهل تدبیر و دوراندیشی باشد و بتواند دبیری کند . مسلم است که مدیر بیش از آنکه حاکم باشد، هادی‏است . چنین مدیرانی مدیریتی آمیخته با هدایت و حکومت دارند .

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می‏فرماید: و لا تکونن علیهم لعبا ضاریا تغتنم اکلهم; «مبادا در منصب مدیریت‏برخوردهایت‏با آنان مانند جانور درنده‏ای باشد که خوردنشان را غنیمت‏شمری .» (19)

4- ضرورت و اهمیت مدیریت در اسلام:

مدیریت‏یکی از ارکان زندگی اجتماعی است; زیرا در اجتماع، منافع و مقاصد افراد و سرنوشت اشخاص با یکدیگر ارتباط و اشتراک پیدا می‏کنند . ضرورت مدیریت در زندگی اجتماعی تا آنجاست که حتی بسیاری از حیوانات که بصورت اجتماعی زندگی می‏کنند براساس فرمان غریزه، مدیری را برمی‏گزینند . حال انسانها که بصورت اجتماعی زندگی می‏کنند، بطریق اولی نیازمند سازماندهی، برنامه‏ریزی و سیستمی هستند که بتواند آنها را به اهدافشان رهنمون سازد . مدیریت و راهکارهای آن و تربیت مدیران لایق از اهم مبانی فکری دینی محسوب می‏شود . انسان نمی‏تواند به گونه‏ای ناموزون و همچون وصله‏ای ناهمرنگ در جهان هستی زندگی کند . او به همان اندازه که از نظام، تشکیلات و مدیریت فاصله گیرد با شکست و ناکامی روبرو خواهد شد و محکوم به فناست . (20)

تشیع و ضرورت مدیریت:

در تفکر شیعی، ضرورت مدیریت را باید در امامت جستجو کرد; زیرا امامت از نظر شیعه، به عنوان یک اصل اعتقادی، چیزی جز مدیریت جامع و کامل نیست: الامامة ریاسة عامة فی امور الدین و الدنیا; «امامت، ریاستی عمومی در امور دین و دنیاست .» (21)

شجره طیبه امامت، ریشه در زمین وحی دارد و با آب عصمت و طهارت سیراب می‏گردد و از نور وجودی نبوت تغذیه می‏کند و شاخه‏های سرسبزش بر سر امت اسلامی و جامعه بشری سایه می‏افکند; مدیریت‏یکی از شاخه‏های این درخت تناور است . امیر مؤمنان علیه السلام می‏فرماید: فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه . . . لیثیروا لهم دفائن العقول; «خداوند پیامبران خود را در میان مردم برانگیخت تا با مدیریت‏خویش ذخایر پنهان استعدادها را استخراج کنند .» (22)

در نظام اداری و اجتماعی اسلامی، مدیریتها از امامت ریشه می‏گیرند; در واقع باید گفت: مشروعیت مدیریت در جامعه دینی ناشی از پیوندی است که با امامت دارد . هرگاه این رابطه قطع گردد، کلیه حرکتها مشروعیت و خاصیت‏خود را از دست می‏دهند .

آنچه که باید بدان اشاره کرد، این است که مشکل جامعه ما مشکل «کمبودها» نیست، بلکه مشکل «ضعف بعضی از مدیریتها» است که هرگاه با الهام از مبانی معنوی اسلام اصلاح گردد، بسرعت می‏توان بر مشکلات فایق آمد .

فصل دوم:

نقش رهبری و تعلیم و تجربه در مدیریت:

1- رهبری اصل تفکیک‏ناپذیر مدیریت اسلامی

آنچه امروزه تحت عنوان رهبری (23) مطرح است، جایگاه ویژه‏ای را فراتر از کاربرد سیاسی آن در امور دولتی، بازرگانی، صنعتی و از همه مهمتر مدیریت علمی به خود اختصاص داده است . در زمینه مدیریت، رهبری، اصلی تفکیک‏ناپذیر از مدیریت است; زیرا اگر بپذیریم که رسالت مدیر اسلامی بر اساس تعالی و تولید است، تعالی انسانها جز با برخورداری از صفات رهبری میسر نیست . و به عبارت دیگر، افزایش تولید و تکامل کمی و کیفی آن جز با حضور یک مدیر رهبر امکان‏پذیر نیست .

بدین ترتیب که مدیر اسلامی دارای دو رسالت «تعالی‏» و «تولید» در درون سازمان است . مکتب منبع تغذیه فکری و روحی مدیر جهت تحقق اهداف عالی و مقدس در درون سیستم است و بهره‏وری اکتشافی است . ولیکن رسالت دیگر «مدیر» یعنی «تولید» در درون یک سیستم، متکی و متصل به علوم و پیشرفت آن است; لذا مدیر اسلامی برای بهره‏وری در زمینه تولید، باید در جریان پیشرفت علوم دنیا نیز قرار داشته باشد . هنر مدیر اسلامی نیز این است که توازن و تعادل بین «تعالی‏» و «تولید» را در صحنه زندگی اجتماعی حفظ کند . (24)

تعالی مکتب اکتشافی مدیریت‏اسلامی تولید علم تکوینی

2- نقش تعلیم و تجربه در مدیریت:

شکوفایی سرشت مدیریت در انسانها به دو عامل تعلیم و تجربه نیازمند است . حتی رهبران الهی و انبیا نیز همراه با هدایت الهی تعلیم دیده و تجربه می‏اندوخته‏اند .

استاد شهید مرتضی مطهری در یادداشتهای خود چنین آورده است: برخی معتقدند علت اینکه پیامبران حنیف چوپان بوده‏اند، این است که تمرین رهبری کنند و مخصوصا فاصله فکری آنها با امت، آنان را از رهبری مایوس نکند; البته هر رهبری فطری غیر معصوم نیازمند تجربه و تعلیم است . وقتی پیامبران تمرین چوپانی می‏کنند، تکلیف دیگران روشن است . (25)

تعلیم و تجربه دو عامل اساسی برای شکوفایی استعداد و فطرت امامت، رهبری و مدیریت است . و نیاز رهبر به این دو عنصر چه در جهت امامت نور و چه در جهت امامت نار قطعی و غیر قابل تردید است . و عنصر سومی هم هست که قرآن بدان اشاره می‏کند .

3- نقش شرح صدر در مدیریت

شرح صدر در کنار تعلیم و تجربه لازمه مدیریت است و انسان را به سوی تکامل، پویایی و انسانیت‏سوق می‏دهد .

شرح صدر ظرفیت فکری و روحی است . به تعبیر قرآن هرگاه ظرفیت روانی انسان برای پذیرش حق گسترش یابد، نورانیت و بینشی برای او حاصل می‏شود که در پرتو آن، حرکت انسان در جهت تکامل خود و جامعه تصحیح می‏گردد .

افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه; «آیا کسی که خداوند ریشه‏اش را برای پذیرش اسلام گسترده ساخته و در نتیجه با نور الهی گام برمی‏دارد همانند انسان تاریکدل است؟» (26)

مولی الموحدین در روایتی می‏فرماید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دعای روز عرفه از خداوند می‏خواست: اللهم اجعل فی قلبی نورا و فی سمعی نورا و فی بصری نورا . اللهم اشرح لی صدری و یسرلی امری ; «خدایا! در قلبم نور، در گوشم نور، و در دیده‏ام نور بگذار! خدایا سینه‏ام را گشاده و کارم را آسان ساز!» (27)

4- مدیریت امری فطری است‏یا اکتسابی؟

آیا مدیریت دانشی است مانند خواندن و نوشتن که همگان می‏توانند آن را بیاموزند؟ آیا مدیریت احساسی همچون شعر سرودن است؟ آیا ریشه در فطرت انسانها دارد و یا امری اکتسابی است؟ مدیریت مانند سرودن شعر است که برخی ذوق آن را دارند و برخی ندارند . عده‏ای ممکن است دانش سرودن شعر را فرا بگیرند; ولی شاعر نشوند . تعلیم و تجربه در سرودن شعر تنها برای کسانی مفید است که بطور فطری ذوق شعری داشته باشند . مدیریت نیز با خون انسانها آمیخته است . در واقع باید گفت‏بینش مدیریت و رهبری در برخی از انسانها فطری است و برخی سرشت مدیریتی ندارند . به کسی که سرشت مدیریتی ندارد در هیچ مدرسه‏ای نمی‏توان مدیریت آموخت . ممکن است او فیلسوف توانایی بشود، لیکن بی تردید مدیر و رهبر خوبی نخواهد شد . دانش مدیریت را فرا خواهد گرفت ولی هنر مدیریت را نخواهد یافت . (28)

فصل سوم:

معرفی اجمالی مکاتب و تئوریهای مختلف در مدیریت

الف) مکتبهای مدیریت

دانش مدیریت مبتنی بر سیر تحولی است که بنا به گفته دانشمندان اروپایی ریشه در اندیشه‏ها، تجربه‏ها و نوشته‏های پشتیبانی دارد که بویژه در سده بیستم به این مهم همت گماشتند . ولیکن ما امروز برآنیم که از مظلومیت ابرمرد تاریخ تشیع، امیرالمؤمنین علیه السلام سخن برانیم که بحق بنیانگذار علم مدیریت و شیوه‏های صحیح حکومتداری بوده‏اند; هموکه اصول و مبانی مدیریتش بر پایه اعتقادات الهی، احیای ارزشها، نظم، برنامه‏ریزی عدالت و مساوات و . . . بود . در این مجال کوتاه به بررسی اجمالی مکاتب مدیریت می‏پردازیم ; سپس تئوری مدیریت امام علی علیه السلام را تبیین می‏کنیم .

بررسیهای تاریخی نشان می‏دهد که اداره اماکن و سازمانها از دوره‏های پیشین در نزد مصریان، چینیان، ایرانیان، رومیان و سایران دارای بینشی خاص بوده است .

1- نظریه‏های مکتب کلاسیک:

این مکتب شامل سه نظریه است:

1- نظریه مدیریت علمی

2- نظریه اصول گرایان

3- نظریه بوروکراسی

1- 1- نظریه مدیریت علمی (29):

صاحب این نظریه فریدریک وینسلو (30) تیلور می‏باشد . مدیریت تیلور (31) مبتنی بر چهار اصل است:

1- برای یافتن بهترین راه حل می‏توان مشاغل را مشاهده و تجزیه و تحلیل کرد .

2- برای هر شغل می‏توان بهترین کارکن را به گونه‏ای علمی برگزید و آموزش داد .

3- با پرداخت مزد تشویقی - بر پایه میزان تولید می‏توان بالاترین مقدار تولید ممکن را بدست آورد .

4- مدیر، مسؤول برنامه ریزی، آماده سازی کار و کنترل است و کارکنان باید تنها دستورات را انجام دهند . این مدیریت جنبه مکانیکی معینی دارد .

2- 1- نظریه اصول گرایان

در بحبوحه جنگ جهانی اول، افرادی نظیر هنری فایول (32) فرانسوی تجربیات خود را در کار مدیریت‏بصورت اصول چهارده‏گانه ارائه دادند:

1- تقسیم کار; 2- اختیارات ; 3- انضباط ; 4- وحدت فرماندهی; 5- وحدت مدیریت ; 6- وابستگی منافع فردی به هدف کلی ; 7- جبران خدمات کارکنان ; 8- تمرکز ; 9- سلسله مراتب ; 10- نظم ; 11- عدالت ; 12- ثبات ; 13- ابتکار عمل ; 14- احساس یگانگی .

POSDCORB(35) که مخفف برنامه‏ریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت، هماهنگی، گزارش‏دهی و بودجه بندی است، جمع‏بندی کردند .

3- 1- نظریه بوروکراسی:

آنگاه که توجه عمده تیلور و فایول در سیستم مدیریت‏به کسب مؤثر اهداف متمرکز بود، توجه ماکس وبر (36) (1920- 1864) به این مساله معطوف شد که چگونه می‏توان ساختار مناسبی به یک سازمان داد؟ نظریه وبر نظریه دیوان سالاری (37) است . این جامعه‏شناس آلمانی در آغاز سده بیستم نظریه خود را مبتنی بر پنج محور تنظیم کرد (38):

1- تقسیم کار و تخصص

(Division of labor and spicializaition)

2- جهت‏گیری غیر شخصی

(Impersonality)

3- سلسله مراتب اداری

(Hierachy of Authoty)

4- قواعد و مقررات

(Rules and Regulations)

5- جهت‏گیری شغلی

(careerorientation)

2- مکتب روابط انسانی (39)

نهضت رفتارگرایی یا اصول روابط انسانی در امریکا تحت رهبری «التون مایو» (40) شروع شد . نهضت روابط انسانی با بررسیهای وسیع در کارخانه «هارتون‏» (41) وابسته به شرکت «وسترن الکتریک‏» (42) در اواخر دهه 1930- 1920 تا اوایل دهه 1940 در شیکاگو پدید آمد . این آزمایشها به منظور تعیین ارتباط شرایط فیزیکی کار با مقدار تولید آغاز شد و نتایج زیر را در پی داشت: (43)

1- تاثیر هنجارهای اجتماعی و انگیزه‏های روانی بر تولید، بیشتر از مشوقهای اقتصادی است .

2- کارگران برای رویارویی با تصمیمهای یکجانبه مدیریت از سازمان غیر رسمی بهره می‏گیرند .

3- تخصص بتنهایی کارایی را افزایش نمی‏دهد .

4- افراد، انسانهای فعال هستند و همچون ماشین بیجان عمل نمی‏کنند .

5- ارتباط بین اعضا و گروهها بسیار مهم است و رهبران غیر رسمی از توانایی خوبی برخوردارند .

6- مؤثرترین روش رهبری برپایه مشارکت و رعایت انصاف و توجه به زیردستان استوار است .

3- نظریه‏های نوین مدیریت:

الف) نگرش نظام‏گرا (44)

مدیریت نظام گرا در بردارنده کاربرد نظریه سیستمی در اداره نظامهای بزرگ و کوچک است که با استفاده از کارهای انجام شده، در ازای کارهای داده شده ماموریت کل سازمان را بر حسب مدل سیستمی داده، پردازش و بازده از دیدگاه بهبود بخشیدن به عملیاتشان تحلیل می‏کند . (45)

ب) مدیریت اقتضایی (46)

کاربرد نگرش اقتضایی نیازمند آن است که مدیران بتوانند موقعیتهای گوناگون را بدرستی تشخیص داده وضعیت کنونی سازمان را با آن هماهنگ کنند; بعبارت دیگر، هرآنچه مدیر در عمل انجام می‏دهد به مجموعه شرایط موجود وابسته است . (47)

ج) نظریه نقشهای مدیری:

این نظریه مینتز برگ (48) است، و با مطالعه منظم فعالیتهای پنج مدیر اجرایی به این نتیجه رسید که برنامه‏ریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل، جزء وظایف مدیر نیست; بلکه مدیر به فعالیتهای دیگری می‏پردازد که عبارتند از:

(1- ج) نقشهای متقابل شخصی: مانند رئیس تشریفات و رابط

(2- ج) نقشهای اطلاعاتی: گیرنده، نشردهنده، سخنگو

(3- ج) نقشهای تصمیم‏گیری: سوداگری، آشوب زدایی، تخصیص منابع، مذاکره

«نمودار شماره 2»

(؟)

ب - وجه تمایز مدیریت اسلامی با سایر مکاتب مدیریت:

مدیریت اسلامی پیش از آنکه علم باشد، یک مکتب است; از این رو وظیفه مکتب، ارائه راه حلهایی است که با مفهوم عدالت‏خواهی سازگار باشد . اگر علم نیز خواهان خدمت‏به مکتب یا تعالی انسانها باشد، باید با سیر مطالعاتی مکتبی که در یک سیر اکتشافی است‏بدین نتیجه رسید که جهان‏بینی حاکم بر کاربرد این «علم‏» در حیطه «تولید» ، یک جهان بینی الهی و نشات گرفته از وحی است .

لذا سیر مطالعاتی مکتبی پیرامون مدیریت اسلامی یک سیر اکتشافی است . و باید از «روبنا» به طرف «زیربنا» باشد که با روش مطالعه «علمی‏» که یک سیر تکوینی و از «زیربنا» به «روبنا» است، متفاوت است .

وجه تمایز مدیریت اسلامی با اشکال دیگر مدیریت در این است که در جوامع سرمایه‏داری (بورژوازی) و یا سوسیالیستی، اداره امور مردم در دست عده‏ای از سردمداران حکومت است ; در حالی که در نظامهای الهی بویژه اسلامی وجه تمایز در «اسلامی‏» بودن نظام مدیریتی و متکی و مبتنی بودن این نظام بر پایه اصول لا یتغیر «وحی‏» می‏باشد .

این مکتب اکتشافی است نه تکوینی ; بدین معنا که هر لحظه باید مطلب تازه‏ای از متن مکتب و از دریای زلال و عمیق معانی قرآن برداشت‏شود; لذا بدنبال نزول قرآن، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام تبیین کننده این مفاهیم بوده‏اند; پس هرگونه سیر تکوینی بر افکار الهی ممنوع است و مدیران باید تابع و حافظ ارزشهای تبیین شده توسط رهبران حکومت اسلامی باشند; حکومتی که سیاست و دیانت آن جدای از هم نیست و سیاست آن متکی و مبتنی بر فرامین الهی است .

وجه تمایز دیگر مدیریت اسلامی این است که مدیریت اسلامی همانگونه که قبلا متذکر شدیم مبتنی بر دو اصل تعالی و تولید است تعالی انسان و تولید کالا . این کالا زمانی ارزشمند است که در خدمت تعالی انسان باشد، ولی در مکاتب شرق و غرب اصول مدیریت مبتنی بر محور تولید است; نه افزایش مکارم اخلاقی و اعتقادات .

پس نتیجه می‏گیریم که مدیریت اسلامی مبتنی بر حضور یک مکتب «الهی‏» یا «اسلامی‏» است و قبل از آنکه «سازمان‏» تشکیل داده شود، مکتب پایه‏گذاری می‏شود . (49)

تشویق، محبت و احترام متقابل از ارکان این مدیریت‏به شمار می‏رود .

بخش دوم:

تئوری و مبانی مدیریت از دیدگاه امام علی علیه السلام

فصل اول:

اهداف و مبانی اصلی در مدیریت:

از آنجا که اهداف مدیریت در اسلام، جدا از اهداف حکومت اسلامی - که مدیریتها جزئی از پیکره آن است - نیست، باید اهداف حکومت اسلامی اهداف اصلی یک مدیر در چهار چوب مدیریتش باشد; البته اهداف خرد و کلان هر سازمان و اداره‏ای خاص آن سازمان است، ولی باید در راستای اهداف جامع نظام اسلامی باشد .

در یک بررسی، چهار هدف عمده بیش از همه موارد جلب توجه می‏کند (50) که حکومت اسلامی و مدیریتهایی که از آن نشات می‏گیرد در مسیر این اهداف گام برمی‏دارند:

1- آگاهی بخشیدن به انسانها

2- تربیت معنوی و احیای ارزشهای اخلاقی

3- اقامه قسط و عدل بصورت حرکتی مردمی برخاسته از متن جامعه

4- آزادی انسانها در حریم قانون و شریعت

مبانی مدیریت اسلامی:

مبانی مدیریت اسلامی دارای ویژگیهای زیر است:

1- قائل بودن به نظام حمد و تشکر (51)

حمد - تفکر + تشکر

2- تقوا و نظم: تقوا و نظم عواملی هستند که باعث فراگیر شدن نظام مدیریت الهی می‏گردند . بنابراین نظام حمد در یک جامعه اسلامی اینچنین تعبیر می‏شود:

نظام‏فراگیر (حمد) نظام تفکر (باتقوا) + نظام تشکر (باتقوا)

امام علی علیه السلام می‏فرماید: العجب یفسد العقل; «خودپسندی و خودبینی عقل را فاسد می‏کند .» (52)

ای برادر تو همه اندیشه‏ای

مابقی خود استخوان و ریشه‏ای

گربود اندیشه‏ات، گل، گلشنی

وربود خاری، تو هیمه گلخنی

اصلیترین هدف نظام مدیریت الهی، قرآنی و اسلامی (نظام مشارکت) کرامت‏بخشیدن به متقیان، مؤمنان و تمامی انسانهای وارسته عالم است که آن را با ایجاد نظام حمد و تشکر فراگیر انجام می‏دهد . در این نظام باید از پیشنهادهای خوب و مفید مردم به شایستگی تقدیر و تشکر کرد; این کار موجب رشد فکرها، اندیشه‏ها و انسانها می‏گردد .

3- اصل مشارکت: در نظام مدیریتی اسلامی، مدیر، کارکنان، دولت و ملت همگی از مشارکت‏سود می‏برند تنها کسانی که ضرر می‏بینند، سودجویان و ظالمان هستند . (53)

تقوا و نظم مغز نوآوری، خلاقیت - تذکر ویادآوری

4- عبادات و اصول اخلاقی:

صلاة و امر به نماز (نظام رحمت و نعمت و برکات فراگیر)

تسبیح (نظام پاک و منزه‏سازی فراگیر)

ایمان (نظام ایمن سازی فراگیر)

ناس (نظام مردم گرایی فراگیر)

حسنات (نظام بهترین سازی فراگیر)

رسالت (نظام ارتباطات با کیفیت فراگیر)

اسلام (نظام سلامت طلبی فراگیر)

این ویژگیها ضامن اجرای قوانین در جامعه است .

فصل دوم:

ارکان مدیریت:

برنامه‏ریزی

1- تعریف برنامه‏ریزی: (54)

برنامه‏ریزی عبارت است از: «تفکر در کلیات و جزئیات برنامه‏» یا تعیین و اتخاذ شیوه‏ها و روشهایی که ما را به بهترین نتیجه مطلوب برساند . (55)

به عبارت دیگر برنامه، هدف و خط مشی، شرح عملیات و روش اجرای عملیات در هر سازمان است . (56)

در هر برنامه‏ریزی مدیریتی صنعتی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و . . . باید به شش سؤال پاسخ داد: (57)

1- چه ; 2- چگونه; 3- کی ; 4- کجا; 5- چرا ; 6- بوسیله چه کسی

2- اهمیت‏برنامه‏ریزی:

از آیات و روایات برمی‏آید که برنامه‏ریزی در اسلام از اهمیت‏بسزایی برخوردار است . امیرالمؤمنین علیه السلام در زمینه برنامه‏ریزی می‏فرماید: امارات الدول انشاء الحیل; «بقای مناصب و دولتها، برنامه‏ریزی و چاره‏اندیشی در امور است .» (58)

یقینا فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش به برنامه‏ریزی نیاز دارند . (59) نیاز به برنامه‏ریزی از این واقعیت نشات می‏گیرد که همه نهادها و سازمانها در محیطی متحول فعالیت می‏کنند .

3- هدفهای برنامه‏ریزی

این اهداف عبارتند از:

1- 3) افزایش احتمال رسیدن به هدف از طریق تنظیم فعالیتها

2- 3) افزایش جنبه اقتصادی

3- 3) تمرکز بر مقاصد و اهداف

4- 3) تهیه ابزاری برای کنترل

4- فواید برنامه‏ریزی:

1- 4) برنامه‏ریزی مانع ندامت است و به انسان تدبیر می‏دهد . علی علیه السلام می‏فرماید: التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم; «آینده نگری قبل از شروع کار تو را از پشیمانی ایمن می‏سازد .» (60)

2- 4) برنامه ریزی حلال مشکلات است .

امام علی علیه السلام در این خصوص می‏فرماید: من قعد عن حیلته اقامتة الشدائد; «کسی که چاره‏اندیشی را رها کند، با شداید درگیر خواهد شد .» (61)

3- 4) برنامه‏ریزی راه استفاده صحیح از امکانات را میسر می‏سازد .

امام علی علیه السلام در این باره می‏فرماید: التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة; «ظرافت و دقت در برنامه ریزی، بهتر از امکانات است .» (62)

امام علی علیه السلام‏در این باره می‏فرماید: التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة; «ظرافت و دقت در برنامه‏ریزی، بهتر از امکانات است .» (63)


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد 1388 توسط علی جباری مدیریت آموزشی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : ajz